در حال بارگیری...
۰۸ اسفند

متن شعر فوت مادر

متن شعر مادر

فرشته زير خاك! اين باورم نيست     كه ديگر سايه‌ي او بر سرم نيست

نمي‌بينم به غير از غصّه و غم     به دنيايي كه در آن، مادرم نيست
برايم سايه‌ي سر بود، مادر   نه گويا چيز ديگر بود، مادر
به دنيايم اگر چيزي نمي‌ماند   فقط اي كاش مادر بود، مادربرايم يار و ياور كاش مي‌ماند   كنارم روز ديگر كاش مي‌ماند
فغان و درد و آه و اشك و افسوس     نگاه گرم مادر كاش مي‌ماند
ز سر شد سايه‌ات كوتاه، مادر!   جهانم شد مصيبت‌گاه، مادر!
سخن آموختي، رفتي، نمانده ست   مرا جز واي مادر! آه مادر!

تمام بود و نبودم وجود مادر بود     کسی که مظهر عشق بود، مادر بو

برای من به جهان هزار رنگ و فریب   کسی که مونس وغمخوار بود مادر بو

برای راحتی من چه رنج ها نکشید    کسی که موی سفید روی سفید بود مادر بود

به وقت بیماری بی قرار او به برم    کسی که دست بر سرم میکشید مادر بود

به نیمه های‌ شب و با صدای گریه من     کسی که با هراس ز جا می پرید مادر بود

به کوچه و برزن یا به وقت خطر   کسی که با شتاب در پی‌ام می دوید مادر بود

چو پای من به زمین گاه می لغزید   کسی که از ته دل آه میکشید مادر بود

اي مادر بی مثال خوبم    خورشید امید بی غروبم

اي نام تو بهترین ترانه        ورد همه ی ي کس به هر زمانه

اي شعر قدیم نو سروده       درعرش، خدا تو را ستوده

بوی خوش توست ره گشایم   تا کوی بهشت رهنمایم

زآن روز که چشم بسته بودی    آرام و قرار دل ربودی

تا چشم ازاین جهان ببستی    سر رشته الفتم گسستی

در مکتب سینه ام به گوهر     بر لوح دلم نوشته مادر

یک چند گذشت از فراقت     هرگز نشده است کهنه داغت

مرا آن روز شادی بود در سر    که سر می‌بود بر زانوی مادر

چراغ خانه‌ي ما گشته خاموش     که مادر نیست اندر خانه دیگر

دیدگاه خود را بنویسید